محمد الريشهري
241
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
ديدم نورى نرجس را فرا گرفته است كه توان ديدن آن را ندارم و آن كودك را ديدم كه روى به سجده نهاده و دو زانو بر زمين گذاشته است و دو انگشت سبّابهء خود را بلند كرده و مىگويد : « أشهدُ أنْ لا إلهَ إلّااللَّهُ [ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ ] وَ أنَّ جَدّى مُحَمَّداً رَسولُ اللَّهِ وَ أنَّ أبى أميرُ المُؤمنينَ » ، و سپس امامان را يكايك برشمرد تا به خودش رسيد . سپس فرمود : « بار الها ! آنچه به من وعده فرمودى ، به جاى آر ، و كار مرا به انجام رسان و گامم را استوار ساز و زمين را به واسطهء من ، پر از عدل و داد گردان » . ابو محمّد عليه السلام بانگ برآورد و فرمود : « اى عمّه ! او را بياور و به من برسان » . او را برگرفتم و به جانب ايشان بردم ، و چون او در ميان دو دست من بود و مقابل او قرار گرفتم ، بر پدر خود سلام كرد . حسن عليه السلام او را از من گرفت و زبان خود را در دهان او گذاشت و او از آن نوشيد . سپس فرمود : « او را به نزد مادرش ببر تا به دو شير دهد و آن گاه به نزد من بازگردان » . او را به مادرش رسانيدم و به او شير داد . پس از آن ، او را به ابو محمّد عليه السلام باز گردانيدم ، در حالى كه پرندگان بر بالاى سرش در حال پرواز بودند . به يكى از آنها بانگ بر آورد و فرمود : « او را برگير و نگاه دار و هر چهل روز يك بار به نزد ما باز گردان » . و آن پرنده او را بر گرفت و به آسمان برد و پرندگان ديگر نيز به دنبال او بودند . شنيدم كه ابو محمّد ( امام عسكرى عليه السلام ) مىفرمود : « تو را به خدايى سپردم كه مادر موسى ، موسى را به او سپرد » . آن گاه نرگس گريست . امام به او فرمود : « خاموش باش كه شير خوردن جز از سينهء تو بر او حرام است و به زودى به تو باز مىگردد ، همچنان كه موسى به مادرش باز گردانيده شد ، و اين سخن خداى متعال ، است كه : « پس او را به مادرش باز گردانيديم تا چشمش روشن گردد و غم نخورد » » . گفتم : اين پرنده چه بود ؟ فرمود : « اين ، روح القدس است كه بر امامان عليهم السلام گمارده شده است . آنان را موفّق و استوار مىدارد و به آنها علم مىآموزد » . حكيمه گفت : پس از چهل روز ، آن كودك برگردانيده شد و برادرزادهام كسى را